biteشوق‌های انتظاری
شوق‌های انتظاریسلیم قاضی سعیدی
poetry · Item 107

بسیار آب‌ها

برگیرید مرا و مستغرق دارید بپوشانید روزنه‌های تنم را ای آب‌های جهان!

معلقم من و معلق خواهم ماند در تو در گرداب‌های پرچرخ تو ای آب‌های بی‌کران!

در کُنهِ ظلمات اعماقت می‌جویم جفت چشمان آتشین معشوق را که آن عصرگاه بر من ظاهر شد

معشوق من در چشمانش دو ستاره‌ دارد که کُنهِ سیاهِ اعماقِ آب‌ها را نورانی می‌کند

معشوق من مدفون است در بسیار آب‌ها و من در انتظارم... در انتظار به نگریستن در چشمانش

آن‌گاه، یقین دارم که آب‌ها، همگیِ آب‌ها به یک‌باره به آتش کشیده خواهند شد و ما به نظاره خواهیم نشست

11 ژانویه 2024 حلٓ می‌آیم تا کرانه‌های تنت و رها می‌دارم خویش‌تن در اعماقت

غوطه‌ورم دار در بی‌کرانگی آغوشت و تکرارم کن در دریای مهبلت

هزاران هزار تکه خواهم شد حل خواهم شد در رنگ‌ مویرگ‌های چشمانت

بعد در حنجره‌ات چمباتمه خواهم نشست و صدایت را تقلید خواهم کرد اگر از حنجره‌ات صدایی شنیدی که تو را صدا می‌کرد آن من بودم

11 ژانویه 2024