biteشوق‌های انتظاری
شوق‌های انتظاریسلیم قاضی سعیدی
poetry · Item 332

آشیان من

آن روز... آه... آن روز که شعری ننویسم، من مرده‌ام آن‌گاه که عشقی از میانه‌ی دنده‌هایم جوانه نکند، من مرده‌ام آن روز که من مرده‌ام... آه... بر چشمان خیره‌ام مرهمی نهید چرا که بی‌تردید چشمان من خشک شده‌اند از خیرگی در خورشید تردید ندارم... تردید ندارم که روح من در خورشید آشیان خواهد کرد او مرا گرم خواهد کرد تا سالیانی دراز و قلبم خواهد گداخت و بدین​سان من... من هر روز خواهم خلید در چشم‌هایت و سرت؛ در پوستت و انگشتانت

12 نوامبر 2024