biteشوق‌های انتظاری
شوق‌های انتظاریسلیم قاضی سعیدی
poetry · Item 153

نامه چهل و پنجم: زمان... باز زمان

می‌دانی؟ آموخته‌ام، ای عزیزترین دوست من، که ترس‌ها غباری‌اند نشسته بر چیزها... مثل زمان

زمان را شرّ می‌پندارم در قاموس خویش‌تن و متعاقبا ناموجود

زمان را نیز والد ترس‌ می‌پندارم در قاموس خویش‌تن و متعاقبا ناموجود

می‌دانی؟ آموخته‌ام، ای عزیزترین دوست من، که در حضور تو زمان ناپدید می‌شود و ترس‌ها نیز هم پس زمان و ترس، همه‌ی آن‌چه هستند که تو نیستی!

12 فوریه 2024