شوقهای انتظاریسلیم قاضی سعیدی
poetry · Item 260درون من شعلهایست
درون من شعلهایست شعلهای پرحرارت از حیات که دیوانهوار میجوید مجراهای تجلی را
او خوب میداند که برای زندگی باید مُرد برای عشق باید مُرد و برای معشوق
ترکم نکن ای دوست من که آن آتش مرا خواهد سوزانید به هر حال که آن آتش سرم را خواهد سوزانید به هر حال
معشوق من! آن آتش به من گفت که من در این حیات خواهم مُرد و گفت که شعلههایش از عشق میجویند تو را
آنگاه خواهند دوید آن شعلهها به سوی تو با مرگ من رهسپار خواهند شد ایشان
میگویم: چه چیز زییاتر و رفیعتر که از خود به یادگار بگذارم شعلههایی از عشقی؟ قصههایی از عشقی که دوید و پراکنده شد؟ پراکنده شد در معشوق به یادگار
و من، جاویدان من... بیسر... جاویدان 1 جوئن 2024