biteشوق‌های انتظاری
شوق‌های انتظاریسلیم قاضی سعیدی
poetry · Item 280

و بعد نامم را...

دیروزها و فرداها در چشم برهم‌زدنی پیدا و ناپیدا می‌شوند و این خیال من است معلق در میانه‌ی آن روزها

از خویش‌تن می‌پرسم، علاج این سرگشتگی چیست؟ فراموشی در آغوش روز یا غنود در سکوت رحِم شب؟

پلک‌ها بر هم می‌زدم و دیروزها و فرداها در برابرم می‌رقصند

در میانه‌ی دیروز تو را به یاد می‌آورم و در خیال فردا هاله‌ی مواج تنت را تصویر می‌کنم

و بعد... بعد برمی‌خیزم و خیال خود را بر فراز روزها، نه اعصار بی‌زمان پهن می‌کنم

و بعد... بعد نامم را به جهان بازپس می‌دهم و در گوشه‌ی حدقه‌ی چشمت جنین‌وار به خواب می‌روم

21 جولای 2024