biteدَدِ میان گوشهایت
دَدِ میان گوشهایتسلیم قاضی سعیدی
poetry · Item 26

حیات

انگار مابین دنده‌هایم شیئی بی‌شکل وارد شده چیزی که نام نمی‌پذیرد و رنگ چیزی که از من بزرگ‌ترست اما می‌دانم آن توده‌ی بی‌شکلِ بی‌نام‌ست که صبح‌ها مرا از خواب بلند می‌کند و گاه افکار نو در سرم می‌گذارد اگر هم مابین دنده‌هایم فضای تهی پیدا شود آن را به سرعت را پر می‌کند و آن‌گاه در من شعف پدیدار می‌شود آموخته‌ام که ترس‌ها از عدم چیزها پدیدار می‌شوند پس آ‌ن‌چه نام نمی‌پذیرد و رنگ و آن‌چه از من بزرگ‌ترست آن توده‌ی بی‌شکل، همه‌ی آن چیزی‌ست که ترس نیست

5 ژوئیه 2021